عمریست دلِ خسته، به راهت نگران است
چشمی به ره افتاده، ولی باز نهان است
رفتی و دل افتاده به تردید و امید
کاش آیی و بنشینی، نه چون کس که روان است
شبها دلِ دیوانه زِ شوقت شده آتش
آه ای تو که پیدایی و عشقت نگران است
یاد تو چو مهتاب، به دلتنگی من ریخت
هر گوشهی این خانه، پر از سوزِ نهان است
ماندهست دلم با تو و در خلوت شبها
دل در تبِ دیدار، ولی صبر گران است
#حسن_سهرابی
@sohrabi_hassan
برچسب:
نویسنده: سینا حبیبی